نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:
ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 27
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 50
بازدید ماه : 50
بازدید کل : 53483
تعداد مطالب : 302
تعداد نظرات : 30
تعداد آنلاین : 1



دریافت کد قفل کلیک راست

دریافت کد قفل کلیک راست





قانعم


◄◄◄

از ایـن رزم زیبـــای

...دستــــ و دل و دیـــده مان

/بـــهـ / آتـــش بـــس ِ بوسـهـ ای

...قـــانـعـــم

...پـــس بمـــان

 


[+] نوشته شده توسط یه دوست در 11:42 PM | |







درد دل

 


!زمانی بود لحظه ای که بغض گلویم را می گرفت و یک عالمه درد دل
داشتم با تو درد دل می کردم و دلم را از غصه ها و دلتنگی ها خالی
می کردم اما حالا تو نیستی و من تنها با درد دلهایم مانده ام


[+] نوشته شده توسط یه دوست در 7:37 PM | |







هیاهوی قلبم

شایــد تـــــــــو
!هیاهـوی قلبـم بـاشـی
شنیـده نمـی شوی
...امـا مـــــن، تـو را نـفس مـی کشم



[+] نوشته شده توسط یه دوست در 9:19 PM | |







حس غریب

 

یاد قلبت باشد
هر زمانی که دلت سخت گرفت
یا به اندوه گرفتار شدی
یا که حس کردی نفسی نیست تورا
تا که جاری سازد
هستی را در جسم و تنت
چشمها را ببند
دستها را باز کن
و به یاد آر
یک نفر در دل این دنیا
هر روز
هر شب
تنها
با همین حس غریب
روزها میگذراند
و بسی خوشنود است
من به تنهایی خود میبالم
چون خدا هم تنهاست


[+] نوشته شده توسط یه دوست در 9:14 PM | |







قیمت دوست داشتن

 

 

...نفس هایم را بشمار

... آنهارا به قیمت دوست داشتن تو از دست میدهم

...نه برای گذر عمر

 


[+] نوشته شده توسط یه دوست در 11:33 PM | |







عرض شانه هایش


اینجـآ

دُختـرکے دَر آینـہ ایــستاده

کہ ِ از تـمـآم دُنـیآ

فَقط لَحـــظہ ِای

بودَלּ تصویری را مے خواهَد

...کہ ِ از پشت ، عَرض شـآنہ هایَش را در بَر گرفتہ باشد


[+] نوشته شده توسط یه دوست در 11:25 PM | |







حس چشایی

 

 

 

◄◄◄

دیــگـر ـهـــیـچ مــزه ای 
   )
 دلـ♡ــچسبـــــ نـخــواهــد بــــود (!
چـــرا كـــهـ مـن ..

تــــمـام حــس چـشـــایی ام را
/روی /لبـــــانــش
...جــا گذاشتـــــم



[+] نوشته شده توسط یه دوست در 10:46 PM | |







نگاه با عشق


...یک نگاه با عشق

...بهتر از هزار بار گفتن دوستت دارم بدون عشقه

من سکوت می‌کنم

و تو خوب به چشمان من نگاه کن نازنینم

 


[+] نوشته شده توسط یه دوست در 10:25 PM | |







از خیال من

 
تو را

 

به نام کدامین گل

 

صدایت می زنند

 

که از خیال من

 

!پروانه می ریزد ؟

 


[+] نوشته شده توسط یه دوست در 11:16 PM | |







اینهمه آرامش


،من درزِ همه پنجره ها را میگیرم
،سقف را بالا میبرم
،زمین را میسایم

،پروانه ها را میرهانم
،درختِ پیرِ باغچه را خرمالو میدهم
،همه آرامها را از همه جا میگیرم
،همه را به تو میدهم
،تو فقط آرام بخواب و
،من نگاهت میکنم
،من اینجا همه چشم میشوم از بیداری
........تا تو باشی و من باشم و اینهمه آرامش


[+] نوشته شده توسط یه دوست در 9:43 PM | |







تو باشی و من

 

آرامشـــے مــےخواهم

خلوتــــے مــےخواهم

تــو باشــے و مـטּ

در کنار هم

تو سُکوت کنــــے و مَــטּ گوش کنم

و مـטּ آرام بگویم تو را دوست دارم و تو گوش کنــے

و آرام بگوئــی: مـטּ هم

...و شرم ِ زیبائــے را بر گونــہ ے تو ببینم


[+] نوشته شده توسط یه دوست در 9:37 PM | |







مترادف

 

...من ماندم و ۱۶ جلد لغت نامه که هیچ کدام از واژه هایش مترادف “دلتنگی” نمیشود

 


[+] نوشته شده توسط یه دوست در 9:27 PM | |







تمام دیشب

 


تمام دیشب را گریه کردم
دلتنگ بودم
برای همه کس،برای همه چیز
برای داشته ها،برای نداشته ها
برای بودن ها،برای رفتن ها
برای تمام زندگی ام
...برای تو
تمام دیشب را گریه کردم
...بدون اینکه کسی برایم دلتنگ باشد

 


[+] نوشته شده توسط یه دوست در 11:36 PM | |







شرط


شاد باش،نه یک روز که هزاران سال،بگذار آوازه شاد بودنت چنان
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
در شهر بپیچد که روسیاه شوند،آنان که برسرغمگین کردنت شرط بسته اند


[+] نوشته شده توسط یه دوست در 10:33 PM | |







سهم من

 


سهمــــــــ مـنــــــــــــ از تــــــ♥ـــــــو

..................همیـنـــــــــــ دلتنگی هاستـــــــــــــــــ

که بیـــــــــ دعـودتـــــــــ مے آینــــــد

!!!!!و خیالـــــــ رفتـنـــــــ ندارند

 


[+] نوشته شده توسط یه دوست در 10:15 PM | |







آغوش تو


میخواهم دنیا را بدهم برایم تنگ کنند
به اندازه آغوش تو
...تا وقتی به آغوشت میرسم
!بدانم همه دنیا از آن من است


[+] نوشته شده توسط یه دوست در 10:5 PM | |







مست شوند

 


...می بویم گیسوانت را
...تا فرشته ها حسودی کنند به عطر تو
...شانه می زنم موهایت را
...تا حوری ها سرک بکشند از بهشت برای تماشا
...شعر می گویم برای تو
...تا کلمات کیف کنند
...مست شوند
...بمیرند


[+] نوشته شده توسط یه دوست در 9:8 PM | |







سفر


سفر من آغاز شد

روی طولانی ترین خطِ دستِ تو

دیگر هیچ فالگیری

مرا

از سرنوشتِ تو

!...نخواهد دزید

 


[+] نوشته شده توسط یه دوست در 9:56 PM | |







احساس پاک

 

مرا به آغوشت راه بده ،می خواهم برای اولین با ر ببوسمت ، گونه هایمان از اشك

. خیس، ما ساعتها ست كه در آغوش یكدیگر می گرییم

 ای تنها هم آغوش من ، بیا كه احساسم را برایت دست نخورده نگه داشته ام

وجسمم را به لذت بوسه ای نفروخته ام ، بیا كه میخواهم وقتی دستانت را به روی

. احساسم می گذاری ، از فرط لذت ، قطره های اشك بر گونه هایت بدرخشد

 


[+] نوشته شده توسط یه دوست در 9:42 PM | |







وصف تو

 

شاعران هر چه می‌خواهند

!بنویسند

هیچ شعری

...به پای وصف تو هرگز نمی رسد


[+] نوشته شده توسط یه دوست در 9:26 PM | |



صفحه قبل 1 ... 5 6 7 8 9 ... 16 صفحه بعد